دل به ستوه آمده در غمبی کران تو
کی به وصال می رسد جمعهای در کنار تو
من که زچَشم خسته ام،بَس که تورا ندیده است
کور شود هر آن چشم کهنادیده جمال تو
دل به کناره می کشد ازازدهام روزگار
چون که دگر پیر شده درانتظار راه تو
دست ها به آسمان، به سویرب بی کران
دعا بَرَد به کوی دوست،دعای انتظار تو
روزهای بی سحر و نالههای بی اثر
گلایه من کجا برم، بهکوی با صفای تو؟
صدای خسته ام بلند بهآسمان استجاب
همیشه زمزمه کنم، دعایاضطرار تو
سرم کنار درگهت بروی خاکمی نهم
شاید پیشکشی شود برایآستان تو
دلم زغصه خون شده، غم فراقفزون شده
چگونه بی تو سر کند هرکه شد مبتلای تو
دو چشم به راه یک حبیب،در دل دعای یا مجیب
چگونه من دعا کنم، دعابرای غیر تو؟!
برچسب: امام زمان(عج),حضرت مهدی(عج),شعر,شعر دعای انتظار تو,دعای انتظار مهدی (عج),شعر دعای انتظار مهدی(عج),دعای انتظار امام زمان(عج),شعر در مورد امام زمان,
نویسنده: سید